1391/6/27


۱- "قيدار"ِ "اميرخاني" در مسير عتبات عراق (از ساوه تا نجف) به شكل كاملا سرعتي مطالعه شد.

قيدار


۲- كتاب، بجز چند تكه مطلب حرف‌دار، نسبت به كتب ديگه‌ي اميرخاني حرف خاصي برا گفتن نداشت.

۳- حيف كه فرصت نشد درباره كتاب "طريقت تزوير" يادداشت بنويسم و الا الان مي‌تونستم بگم با ديدن اذكار و الفاظ درويشي تو قيدار، چه حسي بهم دست مي‌داد.

۴- بجز "نفحات نفت"، ساير كتب اميرخاني رو يا دوبار خوندم و يا منتظر يه فرصت مي‌گردم تا دوباره بخونمشون ... ولي بعيد مي‌دونم هيچ‌وقت (يا حداقل به اين زودي‌ها) تصميم بگيرم "قيدار" رو دوباره بخونم.

۵- متأسفانه اينجوري بوش مياد كه كلمات هرزه كم‌كم دارن جاشونو تو نثر اميرخاني باز مي‌كنن. اميدوارم كه اين بو رو اشتباه فهميده باشم ولي اگه درست باشه، مي‌شه همون مسير باطلي كه خيلي از نويسنده‌هاي ديگه ايران هم طي كردن و ... فوقع ما وقع ...


بعد نوشت:

"قيدار" اميرخاني همين‌قدر هم حرف نداشت و من خودم رو كشتم تا تونستم ۵ نكته دربارش بنويسم ... به اميد كتاب‌هايي مجددا در اوج از رضا اميرخاني ...


در حال حاضر مطلبی وجود ندارد ...
مطلبی وجود ندارد ...
آرشیو موضوعی
ریز موضوعات
آرشیو ماهانه
در دست مطالعه
آمار وبلاگ
دفعات بازدید : 170051
تعداد نوشته‌ها: 163
تعداد دیدگاه‌ها : 161
ضمن تشکر از بازدید شما از متحیر؛ چنانچه اولین بازدیدتان از این وبلاگ می‌باشد، پیشنهاد می‌گردد ابتدا دربارۀ وبلاگ و دربارۀ من را مطالعه فرمایید.
با تشکر مجدد
آسدجواد
×

ابزار هدایت به بالای صفحه

X