1392/12/29

صداي جيغ اومد ... بهم گفت: بدو بريم بكشيمش ... دوباره تنم لرزيد ... رفتم ... گفت: دست خالي نيا! يه تيكه آجري، سنگي، چيزي بردار ... با كلي تعلل رفتم ... داشت در رو هل مي‌داد، مي‌خواست بين در و ديوار لهش كنه ... مظلومانه، بين در و ديوار جيغ مي‌زد، چيغي بيشتر شبيه ناله ... داشت به سمت من فرار مي‌كرد ... گفت: چرا واستادي؟ بزن تو سرش ديگه ... دلم نيومد ... فقط تونستم راهش رو سد كنم ... برگشت نااميدانه ... چند بار زد توسرش ... در رفت ... دوباره زد تو سرش ... صداي نالش قطع شد ... مرده بود ... من تنم مي‌لرزيد ...

اين هم روزي من از خونه‌تكوني امروز ... مشاركت در كشتن بي‌رحمانه يك بچه موش ...



ازم پرسيد: اگه تو جنگ بودي، چه‌جوري مي‌خواستي آدم بكشي؟ ... نمي‌دونستم ... جوابي نداشتم بدم ... گفتم: پشه و مگس كه نيست! حيوون استخون‌دار رو دلم نمياد بكشم؛ چه مارمولك، چه موش، چه هرچه...!

1392/12/27

چقدر حس بديه احساس خسران؛ اين كه بعد از ۲۰، ۳۰ سال، به زندگي خودت نگاه كني و ببيني راه رو كج اومدي، غلط اومدي؛ راهي كه برا هر گامش  -نه هر گامش، كه گام‌هاي اصليش- توقف كردي، فكر كردي و با وسواس تمام، گام بعدي رو برداشتي ...

چقدر حس بديه احساس گم‌شدگي؛ اين كه بعد از كلي پيمودن راه، حس كني از جايي سر در اوردي كه برات ناآشناست، كمترين شباهتي به اونچه انتظار داشتي نداره؛ هرچند برا شروع حركت، نقشه‌ها رو جمع كردي، نگاه كردي و از راه‌بلدها، راه رو پرسيدي ...

چقدر حس بديه احساس تحير؛ اين كه به يك چند راهي رسيده باشي و ندوني كدوم راه رو بايد انتخاب كني؛ و بدوني هر راهي كه انتخاب كني، گم‌تر مي‌شي در اين بيابان بي‌انتها؛ و هيچ راه‌بلدي پيدا نكني تا راه درست رو نشونت بده ...

چقدر حس بديه احساس سرگرداني؛ اين كه بدوني گم شدي، اما نه تابِ موندن داشته باشي و نه راهِ رفتن بلد باشي ...

چقدر حس بديه احساس گيجي؛ اين كه در ميانۀ راه، پيدا كردن راه درست چنان مشغولت كرده باشه، كه حتي هدف رو هم فراموش كرده باشي؛ ندوني قرار بوده به سمت چي حركت كني؛ ندوني چرا حركت كردي؛ و حتي فراموش كرده باشي مقصد قرار بوده چه شكلي باشد تا به دنبال نشانه‌هاش بگردي ...

چقدر، همۀ اين‌ها، حس‌هاي بديه؛ و چقدر بدتره اين حس كه هر چه برگردي و به عقب نگاه كني، نفهمي كدوم قدم رو اشتباه برداشتي، نفهمي كدوم دوراهي، راه رو اشتباه انتخاب كردي؛ و ندوني چقدر بايد به عقب برگردي تا بتوني راه درست رو انتخاب كني؛ و ندوني براي اصلاح راه، بايد برگردي يا پيش بري ...

از گوشه‌اي برون آ اي كوكب هدايت ....

1392/12/26


بعضي اوقات، مي‌خوام يه چيزي بنويسم، كلي به خودم زحمت ميدم ... بعد مي‌بينم، بهترش رو قبل‌ترها يكي گفته، يا نوشته ....


يكي را از علما پرسيدند كه يكي با ماه‌روييست در خلوت نشسته و درها بسته و رقيبان خفته و نفس طالب و شهوت غالب ... هيچ باشد كه به قوت پرهيزگاري ازو به سلامت بماند؟
گفت اگر از مه‌رويان به سلامت بماند از بدگويان نماند.
شايد پس كار خويشتن بنشستن
ليكن نتوان زبان مردم بستن


گلستان سعدي - باب پنجم - حكايت دوازدهم
1392/12/25

 

يكي از مشكلاتي كه تو گوشي‌هاي موبايل وجود داره، بحث تقويم فارسي و مناسبت‌هاي شمسي و قمري و اين‌جور مسائله كه بايد يك‌سره دنبال نرم‌افزار تقويمي خاص باشيم و حالا خوشمون بياد ازش يا نياد و چه مناسبتهايي داشته باشه و برا ديدنش بايد هر روز بريم تقويم رو باز كنيم و از اين جور مسائل ...

 

حدود سه يا چهار سال پيش، يكي از دوستان تو سايت موبايلستان، ايدۀ جالبي رو برا گوشي‌هاي سيمبين سري 60 بكار برده بود به اين شكل كه مناسبت‌ها و تاريخ هر روز رو به عنوان يادداشت‌هاي تقويم اصلي گوشي تعريف كرده بود... به اين ترتيب، مناسبت‌هاي هر روز رو صفحۀ اصلي گوشي ميومد...

اون بندۀ خدا نشسته بود دونه دونه كل مناسبت‌هاي سال رو به همراه تاريخ هر روز، وارد كرده بود و از تقويم گوشيش بكاپ گرفته بود و گذاشته بود برا دانلود بقيه ...

 

ايدۀ جالبي بود فقط چند تا مشكل داشت: مثلا باعث مي‌شد يادداشت‌هاي قبلي‌اي كه تو تقويم داشتيم، از بين بره، فرمت تاريخ، دقيقا همون فرمت خاصي باشه كه ايشون وارد كرده بود، مناسبت‌ها صرفا همون‌هايي باشه كه ايشون وارد كرده بودن و مشكلات ديگه‌اي از اين قبيل...

 

 

همين مشكلات باعث شد كه سال بعدش، خودم شروع كردم به ساخت نرم‌افزاري كه همين كار ايشون رو در زمان بسيار كوتاه‌تر و به شكلي كه خودم دوست داشتم، با فرمت مورد نظر من و مناسبت هاي مورد نظر من، انجام بده .... اما نرم‌افزار اون‌موقع طوري بود كه فقط خودم مي‌تونستم ازش استفاده كنم.

بالاخره امسال -هرچند، مي‌دونم ديگه چندان كسي گوشي سيمبين سري ۶۰ نداره- يه دستي به سر و روي نرم‌افزار كشيدم و گذاشتمش واسه دانلود.


بعضي از ويژگي‌هاي نرم‌افزار:

۱- درج كامل مناسبت هاي مورد علاقه در زماني بسيار كوتاه (نهايتا دو دقيقه وقت شما رو مي‌گيره، دو سه دقيقه هم وقت گوشي شما رو)

۲- درج انتخابي تاريخ شمسي، تاريخ قمري، مناسبت‌هاي شمسي، مناسبت‌هاي قمري، مناسبت‌هاي ميلادي، فقط تعطيلات رسمي، فقط مناسبت‌هاي رسمي و يا تركيبي از موارد فوق

۳- قابل استفادۀ آسان براي هر سال (برا هر سال فقط لازمه تقويم اون سال رو گير بياريد و ۱۵ تا عدد از رو اون تقويم تو نرم‌افزار وارد كنيد) بدون نياز به دانش يا تخصص خاص (عجب تبليغي شد!)

۴- درج تاريخ شمسي و قمري با فرمت دلخواه

۵- قابليت درج اعداد بصورت فارسي يا انگليسي

۶- امكان افزودن مناسبت‌هاي دلخواه (يك بار اضافه كنيد، هر سال استفاده كنيد!)

۷- باقي ماندن محتويات قديمي تقويم


راهنماي نصب:

اين نرم‌افزار براي اجرا، نياز به موتور پايتون ورژن ۲ داره .(كه خودش شامل دو تا فايل هست و نيازي به ساين يا هك نداره)

دقت كنيد كه اين فايل‌ها، با فايل‌هاي مربوط به پايتون ورژن ۴.۵ و ۹.۷ تفاوت اساسي داره و البته هيچ آسيبي به پايتون‌هاي ورژن قبلي (كه احيانا رو گوشيتون نصبه) نمي‌رسونه ... يعني برنامه‌هايي كه نياز به پايتون ۴.۵ دارن همچنان با همون ورژن پايتون كه قبلا رو گوشيتون نصب بوده، به درستي كار مي‌كنن.

همچنين برا نصب خود نرم‌افزار بايد يا گوشيتون هك شده باشه يا نرم‌افزار رو ساين كنيد.


دانلود نرم‌افزار:

دانلود موتور پايتون ورژن ۲ از اينجا.

دانلود نرم‌افزار تقويم ساز ورژن ۳-۳-۸ از اينجا

 

صفحه اصلي نرم‌افزار و ورژن‌هاي جديدتر

1392/12/25

شايد به اندازۀ انگشتان دو دست نه؛ اما قطعا بيش از اندازۀ انگشتان يه دست، كتاب خوندم درباب يادداشت‌هاي روزانۀ افراد مختلف. ديده بودم كه بعضي از افراد يادداشت‌هايي، حرف دل‌هايي، دغدغه‌هايي، تاريخ‌نگاري‌هايي مي‌نوشتند برا خودشون؛ و بعد، در آينده به هر دليلي، اين يادداشت‌ها كتابي مي‌شدن در دستان من و امثال من.

از وقتي شروع به يادداشت‌نويسي و حرفِ‌دل‌نويسي كردم - احتمالا سال ۸۳ يا قبل‌تر- يكي از دغدغه‌هام اين بود كه اگر در آينده، اين يادداشت‌ها به دست ديگران بيفته - فرضا من آدم مهمي بشم و بعد از مرگم، كتابي چاپ بشه با عنوان مثلا "دل‌نوشته‌هاي آسدجواد!"- چطور مي‌شه و ديگرون چه عكس‌العملي نشون مي‌دن (اون زمونا جوون بوديم و آرزو هم كه بر جوونا عيب نيست ...). همين بود كه با يك حس خودمهم‌پندارانه، چندين زبون و خط رمز ساختم تا رمزي بنويسم تا بعضي از حرفام، از گزند اظهارنظر ديگران در امان بمونه.



... ييهو ساعت دو و نيم نصفه شب شد؛ خوابم مياد؛ ديگه حوصله ندارم بقيش رو بنويسم .... اما كلا اين رو مي‌خواستم بگم كه:
يك سينه حرف، موج زند در دهان ما ... حيف كه فضاي عمومي وبلاگ، ظرفيت هر حرفي رو نداره ...

در حال حاضر مطلبی وجود ندارد ...
مطلبی وجود ندارد ...
آرشیو موضوعی
ریز موضوعات
آرشیو ماهانه
در دست مطالعه
آمار وبلاگ
دفعات بازدید : 162206
تعداد نوشته‌ها: 163
تعداد دیدگاه‌ها : 161
ضمن تشکر از بازدید شما از متحیر؛ چنانچه اولین بازدیدتان از این وبلاگ می‌باشد، پیشنهاد می‌گردد ابتدا دربارۀ وبلاگ و دربارۀ من را مطالعه فرمایید.
با تشکر مجدد
آسدجواد
×

ابزار هدایت به بالای صفحه

X