1392/6/8


داشتم يه سخنراني گوش مي‌كردم كه سخنران حرف از عرفان كابيلا زد و كنجكاوي منو برانگيخت و رفتم تو سايت گوگولي و كابيلا رو سرچ كردم و گوگولي منو فرستاد به ويكي‌پديا و از طريق بخش منابع مطلب ويكي‌پديا، هدايت (!) شدم به سايت انجمن كليميان ايران و متوجه شدم كه اون سايت، يه بخشي داره با عنوان كتب مقدس كه ترجمه تورات رو بصورت تمام متن اونجا گذشته.

من هم كه سال‌ها بود منتظر يه فرصت بودم برا مطالعه كتب عهد عتيق و جديد، با كمك يه نرم افزار ايبوك ميكر و همچنين نرم افزار ايزي ماكرو ركوردر، اونو تبديل كردم به يه فايل جاوا و ريختمش رو گوشي و تو فرصتاي بيكاريم، خوندمش و ... الخ. فقط حيف كه تو اون سايت، فقط ترجمه چهار سفر اول تورات بود و ترجمه سفر پنجم (تثنيه) نيومده بود!


الان هم راغب شدم به خوندن ساير كتب عهد عتيق و جديد، ولي حيف كه هرچي گشتم، متن ترجمه فارسي مورد تأييد خود يهوديا (يا مسيحيا) رو گير نيوردم. تو كتابخونه هم، بجز يه كتاب هفت هشت كيلويي چيز ديگه‌اي پيدا نشد.


تورات مقدس


فارغ از تعاريف عجيب و غريبي كه از خدا و پيغمبراش تو اين كتاب شده و فارغ از بحث عهد و ميثاق الهي و فارغ از تأكيد عجيب و غريب بر ختنه و فارغ از نصف كتاب كه به قرباني كردن و روشش و آدابش گذشته و فارغ از موضوعات مشابهي كه جاي حرف و سؤال زيادي داره و شايد زماني فرصت كنم و توضيحاتي راجع بهشون بنويسم، دو تا نكته تو اين كتاب برام جالب توجه‌تر بود:


نكته اول شباهت قابل توجه بعضي داستان‌هاي سفر پيدايش به اساتير يونان باستان بود. مثل ماجراي كشتي نوح (ع) و تصميم قاطع خدا براي نابودي نسل بشر و نجات اتفاقي تعداد اندكي مؤمن و پشيماني خدا از نابودي بشر و تصميم و عهد خدا بر نابود نكردن مجدد بشر؛ كه نمونه كاملا مشابهي تو اساطير يوناني داره. يا مثل ماجراي برج بابل و اينكه نزديك بود انسان به مقر خدا برسه و خدا تصميم گرفت با ايجاد اختلاف بين بشر، راه تكرار رو بر اين خطر ببنده كه تقريبا مشابهه با ماجرايي در اساطير يونان باستان (رك "رساله ضيافت" نوشته افلاطون).


نكته دوم تأكيد عجيب تورات بر اعداد و اسامي بود تاجايي كه سفر چهارم اون، سفر اعداد نام داره. و اين تأكيد در مورد نسل‌ها و اين كه كي پدر كي بود و كي زن كي بود و كي چندتا پسر داشت و وقتي فلان كس فلان كار و كرد چندسالش بود و كي چند سال عمر كرد و چرا فلاني اسم بچشو فلان گذاشت و چرا فلان‌جا فلان اسمو داره و از اين جور چيزا، كاملا برخلاف رويه قرآنه كه غالبا اسامي درش ذكر نشدن و خيلي مواقع فقط مي‌گه يه مردي اينجوري كرد: "و جاء من اقصي المدينه رجل يسعي قال يا قوم ..." و نمونه‌هاي مشابه؛ يا در بحث اعداد و اين جور مسائل كه مثلا در مورد تعداد اصحاب كهف قرآن ميگه: "سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَ يَقُولُونَ خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْماً بِالْغَيْبِ وَ يَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ ما يَعْلَمُهُمْ إِلاَّ قَليلٌ فَلا تُمارِ فيهِمْ إِلاَّ مِراءً ظاهِراً وَ لا تَسْتَفْتِ فيهِمْ مِنْهُمْ أَحَدا"


در حال حاضر مطلبی وجود ندارد ...
مطلبی وجود ندارد ...
آرشیو موضوعی
ریز موضوعات
آرشیو ماهانه
در دست مطالعه
آمار وبلاگ
دفعات بازدید : 162184
تعداد نوشته‌ها: 163
تعداد دیدگاه‌ها : 161
ضمن تشکر از بازدید شما از متحیر؛ چنانچه اولین بازدیدتان از این وبلاگ می‌باشد، پیشنهاد می‌گردد ابتدا دربارۀ وبلاگ و دربارۀ من را مطالعه فرمایید.
با تشکر مجدد
آسدجواد
×

ابزار هدایت به بالای صفحه

X